تبلیغات
سلام بر بهشتیان

سلام بر بهشتیان
قالب وبلاگ
لینک های مفید

شیعه از دیدگاه امام حسن عسکری علیه السلام

مردى با پسرش به عنوان مهمان بر على علیه السلام وارد شدند. على با اكرام و احترام

بسیار آنها را در صدر مجلس نشانید و خودش روبروى آنها نشست. موقع صرف غذا رسید. غذا

آوردند و صرف شد. بعد از غذا قنبر، غلام معروف على، حوله‏اى و طشتى و ابریقى براى

دست شویى آورد. على آنها را از دست قنبر گرفت و جلو رفت تا دست مهمان را بشوید.

مهمان خود را عقب كشید و گفت:«مگر چنین چیزى ممكن است كه من دستهایم را بگیرم و

شما بشویید».

على فرمود: «برادر تو، از سر تو است، از تو جدا نیست، مى‏ خواهد عهده‏ دار خدمت تو بشود،

درعوض خداوند به او پاداش خواهد داد، چرا مى‏ خواهى مانع كار ثوابى بشوى؟»باز هم آن

مرد امتناع كرد. آخر على او را قسم داد كه «من مى ‏خواهم به شرف خدمت برادر مؤمن نائل

گردم، مانع كار من مشو.» مهمان با حالت شرمندگى حاضر شد. على فرمود:«خواهش مى‏

كنم دست خود را درست و كامل بشویى، همان طورى كه اگر قنبر مى‏ خواست دستت را

بشوید مى‏ شستى، خجالت و تعارف را كنار بگذار.».

همین كه از شستن دست مهمان فارغ شد، به پسر برومند خود محمدبن حنفیه‏ گفت:«دست

پسر را تو بشوى. من كه پدر تو هستم دست پدر را شستم و تو دست پسر را بشوى. اگر پدر

این پسر در اینجا نمى‏ بود و تنها خود این پسر مهمان ما بود من خودم دستش را مى

‏ شستم، اما خداوند دوست دارد آنجا كه پدر و پسرى هر دو حاضرند، بین آنها در احترامات

فرق گذاشته شود.» محمد به امر پدر برخاست و دست پسر مهمان را شست. امام‏ عسكرى‏

وقتى كه این داستان را نقل كرد فرمود:«شیعه حقیقى باید این‏طور باشد.»

مجموعه‏ آثار استادشهیدمطهرى، ج‏18، ص: 407

 

 




[ دوشنبه 30 بهمن 1391 ] [ 08:01 ب.ظ ] [ عباس عارفی نژاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


با سلام خیلی خوش آمدید. این وبلاگ را بیشتر برای مسائل کاربردی کلامی و معرفتی راه انداختم البته از مطالب دیگر هم غافل نخواهم بود. یا علی مدد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
#
# #