تبلیغات
سلام بر بهشتیان

سلام بر بهشتیان
قالب وبلاگ
لینک های مفید

در زمان فرعون آب رود نیل به زمین فرو رفت و این رودخانه بى‏ آب شد، مردم نزد فرعون آمده و گفتند: اى سلطان براى ما در آن آب جارى كن.

فرعون گفت: من از شما خشنود نیستم تا خواسته شما را تأمین كنم.

مردم رفتند و مدتى بعد دوباره آمده و گفتند:

اى پادشاه، چهار پایان از بى ‏آبى هلاك شدند، اگر در رودخانه براى ما آب جارى نمى ‏كنى پس ما معبودى غیر از تو اختیار نماییم؟

فرعون گفت: بروید در راه و جاده بایستید تا مقصودتان را عملى سازم.

مردم در راه ازدحام كرده و به انتظار ایستادند، فرعون از آنها فاصله گرفت و به جایى رفت كه آنها نه او را دیده و نه صدایش را مى‏شنیدند، آنگاه كه مطمئن شد از انظار پنهان است صورت بر خاك نهاد و با انگشت سبابه اشاره كرد و به درگاه الهى عرضه داشت:

بار خدایا همچون عبد ذلیل در درگاه ربّ جلیل به سوى تو آمده ‏ام و مى ‏دانم كه احدى بر جارى كردن آب در این رودخانه غیر از تو قادر نمى ‏باشد، پس از تو درخواست مى‏ كنم آب را در آن جارى فرمایى.

 پس از نالیدن فرعون به درگاه خدا و تقاضا نمودنش آب فراوانى كه قبلا مانندش را كسى ندیده بود در رودخانه جارى گشت، سپس نزد مردم آمد و به آنها گفت:

آب رودخانه را براى شما جارى ساختم، مردم در مقابلش به سجده افتادند، در این هنگام جبرئیل به صورت مبدّل نازل شد و گفت: اى سلطان مرا كمك كن تا بر بنده ‏ام غالب شوم.

فرعون گفت: داستان تو با بنده‏ ات چیست؟

جبرئیل گفت: با داشتن بندگانى چند، بنده ‏اى را مالك شده و تمام كلیدهاى حجرات را به او سپرده‏ام، او با من دشمنى كرد و با دشمنانم دوست شد و با دوستانم دشمن.

فرعون گفت:

بد بنده‏ا ى دارى، اگر من چنین بنده‏ اى داشتم در دریاى قلزم‏ «1» غرقش مى‏ كردم.

جبرئیل گفت: اى سلطان نوشته ‏اى مشتمل بر این گفتار مرقوم فرمایید.

فرعون صدا زد و كتاب و دوات طلبید و نوشت: جزاء بنده ‏اى كه با آقایش مخالفت كرده، دشمنانش را دوست و دوستانش را دشمن دارد فقط این است كه در دریاى قلزم غرق گردد.

جبرئیل گفت: اى سلطان این نامه را مهر و امضاء كنید.

فرعون آن را مهر كرد و سپس نامه را به او سپرد.


بارى روزگار گذشت و زمان غرق شدن فرعون در دریا فرا رسید، جبرئیل نزد او آمد و به وى گفت: این نامه را بگیر، در آن، آنچه مستحقّ هستى خودت درج كرده یا به آن حكم نموده ‏اى.


 علل الشرایع صدوق

 عبد الواحد محمّد بن عبدوس نیشابورى عطّار رضى اللَّه عنه مى‏گوید: على بن محمّد بن قتیبه، از حمدان بن سلیمان نیشابورى از ابراهیم بن محمّد همدانى نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا علیه السّلام عرضه داشتم: به چه علّت خداوند عزّ و جلّ فرعون را غرق كرد با این كه او به حضرتش ایمان داشت و به توحیدش اقرار نمود؟

حضرت فرمودند: هنگامى كه عذاب را دید به خدا ایمان آورد و چنین ایمانى مقبول و پذیرفته نیست و این حكم خداوند است كه بین امم سلف و خلف جارى بوده و هست، حقّ تعالى در قرآن مى‏فرماید:

فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِینَ فَلَمْ یَكُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا  (آن گاه كه شدّت قهر و عقاب ما را به چشم دیدند گفتند:

ما به خداى یگانه ایمان آوردیم و به همه بت‏هایى كه شریك خدا قرار دادیم كافر شدیم، امّا ایمانشان پس از دیدن مرگ و مشاهده عذاب هیچ سودى بایشان نبخشید).

و نیز در جاى دیگر فرموده:

یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً  (روزى كه بعض آیات قهر و غضب خداى تو بر آنها برسد آن روز هیچ كس را ایمان نفع نبخشد اگر از آن پیش ایمان نیاورده و یا در ایمان كسب خیر و سعادت نكرده باشند).

و همچنین فرعون چون غرق شدن را با دو چشم خود دید گفت: آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏ (ایمان آوردم و شهادت مى‏دهم كه جز آن كسى كه بنى اسرائیل به او ایمان دارند خدایى نیست و من هم تسلیم فرمان او هستم)


در حالى كه فرعون غرق مى‏گشت به او خطاب شد: اكنون باید ایمان بیاورى؟ و حال آن كه پیش از این عمرى را به نافرمانى سپرى نمودى و از فسادكنندگان بودى، پس ما امروز بدنت را براى عبرت خلائق و بازماندگانت به ساحل نجات مى‏رسانیم و این در حالى بود كه فرعون از فرق تا قدم در آهن و زره فلزى بر تن استوار كرده بود، بارى وقتى فرعون غرق شد حقّ عزّ و جلّ جثّه او را از داخل آب بر زمینى مرتفع پرتاب كرد تا بر آیندگان علامتى بوده و آن را دیده و مشاهده كنند كه:

با آن كه به واسطه آهن جثّه ثقیل و سنگین بوده چطور روى آب قرار داشت در صورتى كه اقتضاى جسم ثقیل آن است كه زیر آب رود و نه بالاى آب واقع شود و این خود علامت و نشانه‏اى بود.

سپس امام علیه السّلام فرمودند:

و غرق فرعون علّت دیگرى نیز داشت و آن این بود كه وقتى در آستانه غرق شدن قرار گرفت به موسى علیه السّلام استغاثه كرد نه به خداى عزّ و جلّ لذا حقّ تبارك و تعالى به جناب موسى وحى نمود اى موسى فرعون را پناه ندهى زیرا تو او را نیافریدى، و اگر به من پناه آورده بود البته به فریادش رسیده بودم.

 




[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 02:29 ب.ظ ] [ عباس عارفی نژاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


با سلام خیلی خوش آمدید. این وبلاگ را بیشتر برای مسائل کاربردی کلامی و معرفتی راه انداختم البته از مطالب دیگر هم غافل نخواهم بود. یا علی مدد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
#
# #